السيد الخميني
505
شرح چهل حديث ( اربعين حديث ) ( موسوعة الإمام الخميني 46 ) ( فارسى )
كسانى كه معلوم الحال هستند و به لسان خدا و رسول - صلّى اللَّه عليه و آله - ملعوناند مىگذاريم ، كسى [ را ] كه با صداى رسا داد ايمان به خدا و رسول و ائمهء هدى - عليهم السلام - مىزند لعن مىكنيم ! من خود مىدانم كه اين لعن و توهينها به مقامات آنها ضررى نمىزند ، بلكه شايد به حسنات آنها افزايد و موجب ارتفاع درجات آنها گردد ، ولى اينها براى خود ماها ضرر دارد و چه بسا باشد كه باعث سلب توفيق و خذلان ما گردد . شيخ عارف ما - روحى فداه - مىفرمود هيچوقت لعن شخصى نكنيد ، گرچه به كافرى كه ندانيد از اين عالم [ چگونه ] منتقل شده مگر آنكه ولىّ معصومى از حال بعد از مردن او اطلاع دهد ، زيرا كه ممكن است در وقت مردن مؤمن شده باشد . پس لعن به عنوان كلى بكنيد . يكى داراى چنين نفس قدسيهاى است كه راضى نمىشود به كسى كه در ظاهر كافر مرده توهين شود به احتمال آنكه شايد مؤمن شده باشد در دم مردن ، يكى هم مثل ما است ! وَإلَى اللَّه الْمُشْتَكى « 1 » كه واعظ شهر با آنكه اهل علم و فضل است در بالاى منبر در محضر علما و فضلا مىگفت : فلان ، با آنكه حكيم بود قرآن هم مىخواند « 2 » ! اين به آن ماند كه گوييم : فلان با آنكه پيغمبر بود اعتقاد به مبدأ و معاد داشت ! من نيز چندان عقيده به علم فقط ندارم و علمى كه ايمان نياورد حجاب اكبر مىدانم ، ولى تا ورود در حجاب نباشد خرق آن نشود . علوم بذر مشاهدات است . گو كه ممكن است گاهى بىحجاب اصطلاحات و علوم به مقاماتى رسيد ، ولى اين از غير طريق عادى و خلاف سنت طبيعى است ، و نادر اتفاق مىافتد ؛ پس طريقهء خداخواهى و خداجويى به آن است كه انسان در ابتداى امر وقتش را [ صرف ] مذاكرهء حق كند ، و علم باللَّه و اسماء و صفات آن ذات مقدس را از راه معمولى آن در خدمت مشايخ آن علم تحصيل كند ؛ و پس از آن ، به رياضات علمى و عملى معارف را وارد قلب كند كه البته نتيجه از آن
--> ( 1 ) - « شكوه به نزد خدا بايد برد » . ( 2 ) - در ختم مرحوم ميرزا على اكبر حكيم ، واعظ دربارهء او اين مطلب را بيان مىكند . ( ر . ك : دروس تفسيرسورهء حمد ، امام خمينى قدس سره ، « جلسهء پنجم » )